غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
396
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
خان مراسم قتل و غارت و اسر و تاراج بجاى آورد و در منتصف رجب سنه 794 بعزم يورش پنجساله نوبت ديگر از توران بايران رايت نهضت برافراخت و درين سفر مهم حكام مازندران و آل مظفر و ساير ولات عراقين و ديار بكر را بر نهج دلخواه ساخت در جمادى الاولى سنه 797 از راه در بند بجانب دشت قبچاق خراميد و بار ديگر با توقتمش خان مقاتله نموده او را مستاصل گردانيد در اوائل بهار سنه 798 از همان راه بآذربايجان باز گشته ايالت آنمملكت را بميرزا ميرانشاه تفويض كرد آنگاه بسمرقند شتافته در سنه تسع و تسعين و سبعمائه ولايات خراسان را باميرزاده شاه رخ سپرد و در سنهء ثمانمائه ميل غزا و جهاد فرموده لشگر به هندوستان كشيده در روز سهشنبه هفتم ربيع الاخر سنه احدى و ثمانمائه به ظاهر دهلى رسيد و ميان آنحضرت و حكام آنولايات سلطان محمود و ملو خان محاربهء عظيم بوقوع انجاميد و نسيم فتح و فيروزى بر شقه رايتش وزيد بعد از آن عنان بمستقر سرير كرامت معطوف داشته در روز سهشنبه 21 شعبان در ضمان حمايت رحيم رحمان در دار السلطنه سمرقند نزول اجلال نمود و در هشتم محرم الحرام سنه اثنى و ثمانمائه بعزم يورش هفت ساله پاى مبارك در ركاب نصرت انتساب آورده از توران بايران توجه فرمود و در اواسط جمادى الاولى سنه ثلث و ثمانمائه در ظاهر دمشق با پادشاه مصر ملك فرخ مقاتله كرده او را منهزم گردانيد و تمامى بلاد شام را در حيّز تسخير كشيده از دمشق بصوب بغداد خراميد و آنخطه را از فرج نامى كه گماشته سلطان احمد جلاير بود قهرا قسرا انتزاع نموده در هفتم ذيقعده سنه مذكور بقتل عام فرمان فرمود و آن پادشاه بهرام قهر بعد از تخريب آنشهر بايران و آذربايجان شتافته در 13 رجب سنهء اربع و ثمانمائه بعزم رزم حاكم روم ايلدرم بايزيد متوجه آن مملكت گرديد و در روز جمعه نوزدهم ذى حجه حجه مذكوره در نواحى انكوريه ميان آنحضرت و قيصر مقابله و مقاتله دست داده لشگر سمرقند سپاه روم را منهزم گردانيد و قيصر اسير سر پنجه تقدير شده منظور نظر عاطفت صاحبقران عالى گهر گشت اما دست قضا بساط امنيت و فراغت را از آن مرز و بوم درنوشت امير تيمور گوركان را داعيه بود كه باز حكومت روم را بايلدرم بايزيد مفوض سازد و كرت ديگر لواء حشمت و عظمتش را در آن ديار برافرازد و ليكن در ماه شعبان سنه خمس و ثمانمائه ايلدرم با يزيد وفات يافت و حضرت صاحبقران آنمملكت را به پسرش بازگذاشته عنان بصوب آذربايجان تافت و در سنه ست و ثمانمائه به طرف گرجستان رفته بسيارى از قلاع و بلاد كافران را به زخم تيغ و سنان بگرفت و گرگين كه در آنولايت حكومت ميكرد جزيه قبول نموده متابعتش را پذيرفت و در اوائل فصل بهار كه خسرو ثوابت و سيار بيت الشرف خويش خراميد اميد صاحبقران عنان عزيمت بصوب سمرقند فردوس مانند معطوف ساخته در محرم سنه سبع و ثمانمائه آن بلدهء را بيمن مقدم شريف مشرف گردانيد ملخص سخن آنكه صاحبقران با استقلال در مدت سى و شش سال از سرحد ختاتا اقصاء شام و از اقصاء هند تا ناحيه فرنك با وجود چندين سلاطين با فرهنگ بتحت تصرف و حيز تسخير درآورد و جبابرهء